على محمدى خراسانى
192
شرح كفاية الأصول (فارسى)
اتيان به طهارات ثلاث به قصد امر غيرى لاجل احراز نفس العنوان . . . است ، بلكه راه ديگرى هم هست كه قصد امر وصفى باشد . جواب دوّم : با اين بيان مشكل عباديّت و قصد قربت را حلّ كرديد و معلوم شد كه قصد قربت بر طهارات ثلاث براى خاطر آن عنوان واقعى است نه به خاطر امر غيرى ؛ ولى مشكل ترتّب ثواب را حلّ نكرديد ؛ زيرا در بيان شما نبود كه آن عنوان واقعى عبادى حتما يك عنوانى است كه ثواب بر خود آن عنوان مترتّب است يا بر ذى المقدّمه ، از اين جهت بيان شما ناقص است . قوله : و ثانيهما : وجه دوّم از دو وجه مرحوم شيخ و وجه سوّم از مجموع چهار راه حلّ ، وجهى است كه باز هم شيخ اعظم در تقريرات « 1 » آورده و خود نيز آن را پسنديده است . و وجه مورد نظر اين است كه واجبات نفسى و غايات يا ذىالمقدّمهها از يك نظر چهار دسته مىشوند . 1 - واجباتى كه در خود آنها هم قصد قربت لازم نيست چه رسد به مقدّمات آنها كه به طريق اولى معتبر نيست ، مثل حجّ كه از لحظهء احرام ، عملى عبادى است و بايد با قصد قربت اتيان شود ؛ ولى مقدّمات آن از قبيل تهيّهء زاد و راحله ، قطع مسافت ، استطاعت و . . . همگى توصّلى هستند . 3 - واجباتى كه نه تنها در خود آنها قصد قربت معتبر است و بدون آن غرض مولى تحصيل نمىشود ، بلكه در پارهاى از مقدّمات آنها هم قصد قربت معتبر است ، مثل نماز كه خودش يك عمل صددرصد عبادى و قربى است . بخشى از مقدّماتش هم از قبيل طهارات ثلاث قربى هستند . 4 - واجباتى كه هم خود آنها عبادت هستند و در صحّت آنها قصد قربت دخالت دارد و هم كلّيهء مقدّمات آنها عبادت بوده و قصد قربت مىطلبند . شايد براى اين قسم مثالى در شريعت نيابيم و فعلا به اين قسم نيز كارى نداريم . حال راه سوّم اين است كه طهارات ثلاث عبادت هستند و قصد قربت لازم دارند ؛ ولى
--> ( 1 ) - مطارح الانظار ، ص 71 .